ايتاليا
مهاجرت از بولونيا در ساير شهرهاي ايتاليا مدارس عالي ديگري به وجود آورد، ازجمله پيش از 1182، در مودِنا1 و در 1188، در رگيوي اميليا2.
ويچنزا3 (1204) ــ دانشگاه ويچنزا هم در 1204، احتمالاً موجوديت خود را از مهاجرت علماي بولونيايي كسب كرد. عمر آن بسيار كوتاه بود و از چند سال تجاوز نكرد.
رگيو ــ اين دانشگاه در 1210، صريحاً يك مدرسهٴ عالي شناخته شد، ولي بيش از يك سده، نپاييد.
آرتزو4 (؟ 1215) ــ رُفرِدوس دوبنونتو5 از خوشهچينان بولونيا در 1215، در آرتزو مدرسهٴ حقوقي تأسيس كرد، كه در اواسط قرن (1255)، به صورت يك مدرسهٴ عالي درآمده بود. در 1355، امپراتور شارل چهارم براي آن منشوري صادر كرد.
پادوا6 (1222) ــ پادوا فرزند بولونيا بود و تا جايي كه ميدانيم بزرگترين فرزندش. تاريخ آن در مقام مدرسهٴ عالي در 1222، آغاز شد. در 1922، هشتصدمين سال پيدايش آن جشن گرفته شد7. در 1228، تعداد زيادي از دانشجويان آن به ورساي رفتند. در دوران حكومت استبدادي خاندان اتزلينو (1237 ـ 1260)، دانشگاه پادوا در سطح نازلي قرار گرفت. در 1260، حركت تازهاي آغاز شد. در 1264، اوربان چهارم؛ در 1346، كلمنت ششم؛ و در 1363، اوربان پنجم منشورهايي براي آن صادر كردند. نخستين مدرسهٴ شبانهروزي پادوا8 مربوط به سال 1363، است. در سدههاي پانزدهم و شانزدهم، تحت حكومت ونيزيان دانشگاه به اوج شكوه خود رسيد، و به صورت شهر دانشگاهي ونيز درآمد.
ناپل9 (1224) ــ جز يك استثناي جزئي (پالنسيا 1212 ـ 1214،
¿ پايينتر) اين نخستين دانشگاهي بود كه عمداً به وسيلهٴ يك قدرت خارجي ايجاد شد، و از اين رو، نخستين دانشگاهي هم بود كه تاريخ تأسيس آن دقيقاً معلوم است. دانشگاه ناپل را امپراتور فردريك دوم در 1224، توسط خزانهدارش پيتروي وينيايي10 تأسيس كرد، تا دانشگاه بولونيا را (كه هوادار پاپ بود) از رونق اندازد. فرمان تأسيس آن (1224)، ناپليان و سيسيليان را از رفتن به مدارس ديگر بازميداشت. اين نهاد ضد پاپ چندان نپاييد، ولي يكي از افتخاراتش وجود قديس توماي آكويني در شمار شاگردان آن است.